برچسب:
نویسنده: پرهام صفری
سالها پیش استادمان گفته بود که از نقشه مملکت قاب بگیرید و آنرا با خوددتان به هر کجا که میخواهید ببرید. راست میگفت، از مملکتمان هیچ چیز به جز ویرانه ای باقی نمانده است. آری، اینجا هم غریبه ام. اما یک فرق وجود دارد، اینکه هم خودم و هم دیگران غریبه بودنم را به رسمیت میشناسیم،...
برچسب:
نویسنده: پرهام صفری
از هیچ چیز نمیترسم، در هر شرایطی خودم خواهم بود. برایم مهم نیست که چه اتفاقی بیفتد یا نیفتد با تمام وجود سعی میکنم که خودم باشم. که خودم را به رسمیت بشناسم. خودم را دوست داشته باشم و برای خودم احترام قائل باشم. انگار دیگر هیچ چیز برایم اهمیت ندارد.
برچسب:
نویسنده: پرهام صفری
میگوید آهنگ ایرانی هم روی گوشی دارم! کلی وقت دنبالش میگردد و بعد آهنگ
شروع میشود. از همان ابتدا تشخیص میدهم یک آهنگ از آغاصی. با هم بلند
میخوانیم: آمنه آمنه چشم تو جام شراب منه :)
برچسب:
نویسنده: پرهام صفری
روی صندلی، جلوی دوربین نشستم و آماده شدم برای عکس. گفت لبخند بزن. شاید منظورش این بود که اگر لبخند نزنی نمیشود. یک لبخند گذاشتم روی صورتم. عکس را که گرفت، گفت نایس پیکچر :)
برچسب:
نویسنده: پرهام صفری